...نمرود فرمان داد که ابراهیم را در منجنیق نهند تا در آتش بیندازند. آسمانها و زمین نالیدند و فرشتگان گریستند. خدای عزوجل جبرییل را فرمان داد که؛ سوی ابراهیم رو و اگر از تو یاری خواست، یاریش کن. منجنیق را رها کردند. جبرییل گفت؛ ای ابراهیم، حاجتی داری تا روا کنم؟ گفت؛ حاجت من در دست تو نیست، حسبی الله و نعم الوکیل. فرشتگان این را شنیدند از قوت نفس ابراهیم در عجب بماندند. از همان ساعت خداوند ابراهیم را به دوستی گرفت و او را خلیل خواند و آتش سرد گشت.*
شاید این عکس، حکایات یا جمله های دیگری را درباره توکل، امید، یاد خدا، دوستی، ارتباطِ نام و عنوان! یادمان بیاورد.
*تاریخ بلعمی. برگرفته از کتاب داستان پیامبران در تورات و تلمود و انجیل و قرآن.
ایران، قبله عالم...
ما را در سایت ایران، قبله عالم دنبال میکنید
برچسب: عکس و مکث,عکس و مکث شمال,عکس و مکث مسعود لعلی,عکس و مکث های سانسوری,عکس و مکث باحال,عکس و مکث عینک آفتابی,عکس و مکث نردبان,عکس و مکث طنز,عکس مکث,دانلود کتاب عکس و مکث,
نویسنده:
بازدید: 22